تبليغاتX
سامیار عشقولانه ای




















سامیار عشقولانه ای

پاک ترین هدیه آسمانی

خیلی وقته که نیومدم یعنی خیلی درگیر بودیم

سامیار سرمای شدید خورده بود و سرفه های بدی داشت و شب اول طفلکی تب خیلی بالایی داشت و تاصبح اصلا نتونست بخوابه و از فرداش هم همش سرفه و خلاصه هشت روزی این مریضی باهاش بود و از لحاظ اشتها و غذا خوردن (دست رو دلم نزارین) خیلی دوران سختی رو گذروندیم و با ادا و شلکک و حمام و اب بازی مقداری مختصر غذا می خورد و خداروشکر که بهتر شده و یه کمی هم اشتهاش برگشته . دایره لغاتش خیلی گسترده تر شده و خیلی بامزه صحبت می کنه و منظورشو می رسونه. صبح که از خواب بیدار می شه سریع می شینه و بعدش می گه سلاااااااااااااااااام  خوبی؟ بعدشم شروع می کنه به صحبت کردن. نان و پنیرو خیلی دوست داره و هر چی بهش بدیم بازم می گه بده بده بده . تخم مرغم تقریبا خوب می خوره. هنوز سرلاکم می خوره و گندم و عسلو دوست داره و با اشتهای بهتری می خوره.

مامانی الام - بابایی پمان- خالجون(خاله الناز)- مامانی مناز- محمد- للا(لیلا)- دایی علی- بهش می گیم سامیار تبادل بعدش می گه احساسات- ماکالونی- سس- نوم(نون)- علوس- دوماد- خلوس- بخون- کتاب- نگاشی- ماژیک- بکش- بخواب- بشین- لالالالا- پیش پیش- خاموش- نازی- دوست دالم- عسلم- عدیدم- جون- و ....

خلاصه شیرین زبونی می کنه هزار تا و ماهم همش در حال قش و ضعفیم براش. خدایا همه نی نی ها رو در پناه خودش حفظ کنه.

تا یادم نرفته همینجا از زحمات مامان و خواهرم تشکر می کنم که برای سامیار خیلی زحمت می کشن و واقعا می بینم که سامیار هم علاقه خاصی بهشون داره و امیدوارم همیشه سالم باشن و ما بتونیم زحماتشون رو جبران کنیم. بچه ها خیلی باهوشن همه مسائلو درک می کنن.

نوشته شده در یکشنبه 17 آبان1388ساعت 9:6 توسط الی | |

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

سامیار عزیزم روزی هزار مرتبه خداروشکر می کنم که تو رو به ما داده و زندگیمونو شیرینتر کرده روز به روز بیشتر به وجود و عظمت خدا پی می برم . پسرم داری کم کم بزرگ می شی و من این بزرگ شدنت رو حس می کنم خیلی کلمات بیشتری رو می تونی تلفظ کنی من هر روز بیشتر به خودم می بالم.

مامانی الام- بابایی پیمان- محمد- مناز(مهناز)-اناز(الناز)- بتی- فلییدیو(فریدون)- ابه بازی- بلیم- بگل(بغل)- بیا- رفت- پاشوبلیم- پلو بده- ماشت- بخولیم- بگل لالا پیش پیش(وقتی که خوابت می یاد می کی)- تاب تاب عباسی- اتل اتل- گلدون- شوت- و .....

 آپلود عکس

راستی قول داده بودم عکس ارایشگاه سامیارو براتون بزارم و اینک این شما و این عکس سامیاری

 آپلود عکس

نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 7:41 توسط الی | |

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netماجرا از این قرار بود که موهای سامیار خیلی بلند شده بود و علیرغم اینکه بهش خیلی می یاد ولی کلافش کرده بود و تصمیم گرفتم ببرمش ارایشگاه و بعد از کلی تحقیق و بررسی به این نتیجه رسیدم که ببرمش دریم لند (ببخشید مثل اینکه انگلیسی تایپ نمی شه) خلاصه روز پنجشنبه وقت گرفتم و بعدازظهر رفتیم و اونجا صندلی هاش مانند ماشین بودن و حالت چرخون داشتن و سامیار کلی تو اونا بازی کرد و اصلا متوجه کوتاه شدن موهاش نشد ولی واقعیتش اینه که من اصلا از کوتاه شدن موهاش راضی نبودم و به نظرم زیاد وارد نبودن و نسبت به هزینه ا ی که دریافت می کردن و تبلیغاتشون اصلا خوب نبود و از فرم کوتاه شدن موهای سامیار هم راضی نیستم ولی خوب دیگه اینم یه تجربه بود و خودم خیلی بهتر چتریهاشو کوتاه می کردم و تصمیم گرفتم از این به بعد این امر مهم رو خودم انجام بدم حتما براتون عکسشو می زارم و اخرش یه عروسک به سامیار هدیه دادن و یه عکس هم ازش گرفتن که یادگاری بمونه که حتما تو وبلاگش می زارم. همون شب هم ساميار سرما خورده و دكتر و دوا و خلاصه كلي درگير شديم ولي بازم خداروشكر مي كنم و هربار كه به ساميار نگاه مي كنم و يه كلمه جديد رو به زبون مي ياره انگار دنيا رو بهم دادن و هيچ چيزي از خدا جز سلامتيش نمي خوام.

خدايا تمام فرشته كوچولوها رو در پناه خودت حفظ كن.

مکالمات تلفنی سامیار:

الو- سلام - خودت خوبی- والا بچه - خبابظ (همون خداحافظ خودمونه)

لوسو(لوسیون)- شاپو(شامپو)- سشو(سشوار)- هلن- گوگوش- اندی- ساسی- والا بچه- بیبی- پلو- ماس- و ... كه حافظه ياري نمي كنه.

 

نوشته شده در یکشنبه 19 مهر1388ساعت 12:14 توسط الی | |

 آپلود عکس

 آپلود عکس

 آپلود عکس

 آپلود عکس

 آپلود عکس

 آپلود عکس

نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 17:19 توسط الی | |

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net آپلود عکس

 آپلود عکس

 آپلود عکس

 آپلود عکس

 آپلود عکس

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 17:4 توسط الی | |

سلام سلام ما اومدیم با کلی خبرا و عکسای خوشمل

پنجشنبه ۲۶ شهریور ساعت ۴ صبح راه افتادیم که هم سامیار خواب باشه و هم به ترافیک نخوریم و سامیار تا ساعت ۵ خواب بودAlarm Clock و یهو چشماشو باز کرد و متعجب به همه نگاه می کرد و اینکه کله صبحی منو کچا دارین می برین و بعد که کامل بیدار شد شروع کرد به صحبت کردن و کلمات رو ادا کردن و تا اینکه رسیدیم به رستواران که صبحانه بخوریم و سامیار هم شروع کرده بود به رژه رفتن و ذوق کردن و حرف زدن. خلاصه اینکه تو راه خیلی پسره خوبی بود و اصلا اذیت نکرد و رسیدیم به ویلا Houseو اصل ماجرا از این زمان شروع شد و سامیار اصلا دوست نداشت که مامانش کار بکنه فقط دوست داشت بشینه و بازی کنه باهاش و اگه خلاف اینکار انجام می شد شروع می کرد به گریه و بهونه. خلاصه ساعت ۱۱ بعد  از کلی شیطونی خوابید و عصری هم رفتیم هایت و تا دریا رو دید اینقدر ذوق کرده بود که اینهمه اب جمع شدن یک جا و با دستش اشاره می کرد و می گفت مامانی حموم (هههههه) و اینم بگم که اشتهاش خیلی خوب شده بود و غذاشو بدون دردسر می خورد و شبا هم ساعت ۸ می خوابید و از اونطرف هم صبحها ساعت ۷ بیدار می شد و ظهرها هم یکساعت بعضی اوقات هم دو ساعت می خوابید و مثله چسبه دوقلو به مامانش چسبیده بود و سوار تله کابین هم شد و اصلا نترسید و به تله کابین می گفت ماشین (هههههههه) خلاصه که روی هم رفته بچه خوبی بود ولی خوب شیطونی ها و بهونه هاشو دیگه سانسور می گیرم. کلی هم تو ساحل راه می رفت و هر کسی رو هم که می دید می گفت دیا آبه حموم گل و ......... خلاصه هر چی کلمه بلد بود می گفت . و از اینکه ویلا ماهواره داشت و گوگوشو می تونست ببینه خیلی خوشحال و ذوق زده بود و همش می گفت مامی تیویRecliner گوگوش دیگه دلم ضعف می رفت براش. و اگه دستش یه موقع کثیف می شد سریع می اومد کفه دستشو نشون می داد و می گفت اوخ و باید حتما همون موقع دستشو تمیز می کردیم وگرنه اینقدر گریه می کرد و می گفت اوخ تا دستش تمیز بشه . راستی تازگی ها یاد گرفته اخم می کنه اینقدر بامزه می شه حتما عکسشو براتون می زارم.تو هوای شمال هم موهاش از حالت لخت در اومده بود و یه کم فرفری شده بود. از اینکه بلوز استین بلند تنش می کردم ناراحت می شد و اصلا دوست نداره بلوزش استیش بلند باشه ولی خوب دیگه هوا سرد شده و باید بپوشه و استین بیچاره رو اینقدر می کشید که مثله کش همش کش می اومد هههههههه و اسباب بازیهاشو می اورد وسطه پذیرایی پهن می کرد و می گفت الی بیا بازی و دست منو و بابایشو و آلا (یعنی خاله)  و ششه (عمه))رو می گرفت که بازی کنیم باهاش و یا دالی.

عکساشو هم در اولین فرصت براتون می زارم.

کلماتی که سامیار می گه :

ابس(اسب)- خلس(خرس)- لاپ(لامپ)- بیژبیژ(سشوار)-مو- دست-پا- لپ- اپتاد(افتاد)- بشین- بوخون- بیا- بدو- لفت(رفت)-نیست- دلیا- اوخ- اخ- محمد- مناز(مهناز)- دایی- چایی- للا(لیلا)- ششه(شهرزاد)- آلا(الناز)- الی- ماس(ماست)- شوپ(سوپ)- عباس- تاب- هلو- شیب-الو- تیوی- ماشین- قام قام- بیب بیب- بودوم بودوم (یعنی بیا بدوییم)- بچه- بازی- همینا رو یادم اومد الان براتون نوشتم.

نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 10:50 توسط الی | |

  تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

Photo Frame Result

Photo Frame Result

Photo Frame Result

نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 9:22 توسط الی | |

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netسلام سلام ما اومدیم ولی ببخشید که خیلی دیر اومدیم اخه مامانیم خیلی سرش شلوغه وقت نکرده بود وبلاگمو آپ کنه اخه من خیلی شیطون شدم حالا از زبونه مامانیم بشنویییییییییییییییییین:

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود یه سامیاری بود که خیلی پسره شیطونی ..........

  جونم براتون بگه که سامیار دایره لغاتش خیلی گسترده تر شده مثله طولی هر کلمه ای که ما تکرار می کنیم به زبون خودش تکرار می کنه . مثلا به چسب می گه چبس هههههههههه خیلی بامزه شده و شیرین هر چی بیشتر می گذره بامزه تر می شه و البته و صد البته شیطونتر. تازگی ها دربها رو می تونه به تنهایی باز کنه و من چند روز پیش دیدم یهو در خونه رو باز کرده و می خواست بره تنهایی دد که من یهو گرفتمش. عاشقه حمامه و اگه ۲۴ ساعت تو حمام باشه خسته نمی شه و دوست داره اب بازی کنه و بعضی اوقات می ره دمه در حمام و اشکایی می ریزه که ادم دلش کباب می شه و می بردش حمام و بعضی اوقات هم نهارشو مجبور می شیم تو حمام بهش بدیم اخه هر کاری می کنیم از حمام بیرون نمی یاد. صبحها ساعت ۶ تا ۶:۳۰ از خواب بیدار می شه و تا ظهر یکسره بیداره و ساعت ۱ می خوابه تا ۳ الی ۳:۳۰ و بعدش بیداره و بازی می کنه تا ۹ شب . و تو خواب هم یه دو سه چهار باری (ههههه ) بیدار می شه . البته براتون بگم که دندونای کرسی هم دارن در می یان و خیلی اذیت شده و البته بدقلق و طفلکی دستش تا ارنجش تو دهنشه.

تازگی ها حتما هفته ای یکبار به کیدز کلاپ می ریم و سامیار تازگی ها خیلی بیشتر بازی می کنه و با هدیه جون هم خیلی جور شده و دیگه به مامانیش کاری نداره و من یه دوساعتی می تونم با خیال کمی راحت استراحت کنم و سامیار هم بازی می کنه و تصمیم گرفتم که ثبت نامش کنم و هفته ای سه بار روزی دوساعت بزارمش اونجا با یک مربی که کاملا در اختیاره سامیاره که عادت کنه به محیط و با بچه ها بازی کردن . و خودم هم یه استخری ورزشی برم . تصمیم داره بعد ا ز دو سالگی حتما سامیارو بزارم مهد و حتما یا راه رشد می زارم یا ستارگان و البته از پارسال تو لیست انتظار راه رشد هستیم و هنوز نوبتمون نشده .

دیروز متوجه شدم که سامیار تا حدودی می تونه حقشو بگیره اخه داشت با ماشین بازی می کرد یهو یه دخملی اومد که ماشینو ازش بگیره و سامیار خیلی خونسرد ماشینو سفت چسبیده بود و بهش نداد و بعدش که دخمله رفت و خیالش راحت شد یه لبخنده پیروزمندانه ای تحویل ما داد و ماشینو ول کرد و رفت سراغه یه اسباب بازی دیگه . واقعا این نی نی ها هم دنیایی دارن واسه خودشون واقعا که فرشته هستند. خدایا خودت پشت و پناه همشون باش .

حتما به زودی با عکسای جدید از سامیار خدمت می رسیم.

قصه ما به سر رسید کلاغه به خودنش (خودتون بگین رسید نرسید)

نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 9:40 توسط الی | |

22h6i0eeq7sih9pwp1rx.jpg

1mcl8nttikqv756rzykv.jpg

zbzm83l6357iwsui83yy.jpg

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 8:48 توسط الی | |

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netoioi1gwrsr3851lf7y.jpg

r2ue24mdlxhl9tsv820e.jpg

xr9phpbyt9u7kiebxd1g.jpg

jwndb5g7oin6imbopiuj.jpg

kjpfohnms2hnoklkx92.jpg

نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 8:32 توسط الی | |


Design By : Night Skin